یکصدمین سالگرد ”ججوخان، سردار ملی کُرمانج”
یکصد سال پیش بیستم بهمن ماه زمستان 1290 خورشیدی، عوامل ضد آزادی و ضد دمکراسی مشروطه،  در کوههای پر از برف آخ مزار در شمال شرق شهرستان قوچان، ججوخان سردار ملی کُرمانج، را ناجوانمردانه کشتند. یادش گرامی و راهش پررهرو باد.

بیانیه سازمان مردمی کُرمانج

یکصدمین سالگرد ” ججوخان، سردار ملی کُرمانج ”  گرامی باد.

(بیستم بهمن ماه 1390 خورشیدی)

یکصد سال پیش بیستم بهمن ماه زمستان 1911 میلادی، عوامل ضد آزادی و ضد دمکراسی مشروطه، در شمال شرق شهرستان قوچان (شمال خراسان) به روی ججوخان و یاران و همراهانش یورش بردند و این پویندهء راه آزادی و دمکراسی پلورال مشروطه برای ایران کثیرالمله را بگونه ای ددمنشانه در کوههای پر از برف آخ مزار، ناجوانمردانه کشتند. از آن هنگام تا به امروز مردم ایران کماکان از نبود آزادی، دمکراسی و حقوق انسانی در عذاب و رنج هستند.

سازمان مردمی کُرمانج، کشتن ججوخان سردار ملی کُرمانج، دیگر آزادیخواهان ایران و حذف اقوام ایرانی و دگراندیشان را توسط عوامل ضد آزادی و ضد دمکراسی، محكوم می كند. کشتن ناجوانمردانهء ججوخان سردار ملی کُرمانج در دل تاریخ برای همیشه  محکوم است، و از طرف دیگر خود انگیزه ای در تداوم مطالبات حقمدار مردم این دیار است. مردم کُرمانج شمال خراسان، رهبران و رهروان راه آزادی و سربلندی در منطقهء خویش را هرگز فراموش نخواهد كرد و یادشان را به شیوه های مناسب گرامی خواهند داشت.

ایرانیان امروز در واقع تمامی آن ایلات و اقوامی هستند که از سرآغاز تاریخ در این کشور سلسله مراتب چادرنشینی و روستانشینی و شهرنشینی را طی نموده اند (و در پاره ای از نقاط ایران هنوز هم طی می نمایند)، بعبارت دیگر از ” ایل و کوچرویی ” به  ” ده ” و از ده به ” شهر ” متحول و ساکن گشته اند. در طی این سلسله مراتب دوره ای با توجه به فراهم بودن امکانات و مناسبات، دولتهای محلی خود را نیز داشته اند. از امپراتوریهای ایران قبل از اسلام گرفته، مانند ” امپراتوری مادها که پایتخت شان همدان بود ” ، ”  هخامنشیان که پایتخت شان شوش و پاسارگاد بود” ، “سلوکیان ” ، ” اشکانیان ” ، ” ساسانیان ” و همچنین پس از ظهور اسلام یعنی طاهریان ، صفاریان ، سامانیان ، زیاریان ، بوییان (آل بویه، که پایتخت شان همدان بود) ، غزنویان ، سلجوقیان ، خوارزمشاهیان ، ایلخانیان ، تیموریان ، صفویان ، افشاریان که پایتخت شان کلات نادر در شمال خراسان بود ، زندیه ، قاجاریه ، و حتی در ابتداء سلسله پهلوی (قیل از سلسله آخوندیان جمهوری اسلامی ایران)، معمولأ اقوام ایران دارای دولتها و حکومتهای محلی (امیر یا ایلخان یا پادشاه محلی) منطقه خود بوده اند بعبارت دیگر شاهان محلی در همکاری با شاه مرکز (شاهنشاه) کل مملکت ایران را اداره می کردند. اینگونه سیستم اداری غیرمتمرکز سنتی دارای ترمها و اصطلاحات محلی خود نیز بوده اند، مثلأ بیگ ، ایل بیگ ، خان ، ایلخان و … که همانند درجات لشکری و کشوری امروزی ارزش گزاری و دارای احترام اداری دولتی و حکومتی بوده اند.

با توجه به اینکه اکثر حاکمین مرکزی و محلی (از جمله حاکمین منطقهء کُرمانج شمال خراسان همانند دیگر مناطق) در آن روزگاران دارای ترم و پیشوندهای سنتی مثل ” ایلخان، بیگ، خان، آقا و … ” بوده اند، لذا لازم است کمی در باره این ترمها و پیشوندهای سنتی توضیح داده شود (اگر چه این ترمها و اصطلاحات امروزه کاربرد ارزشی سیاسی ندارند اما در گذشته در واقع حافظ هویت قومی و زبانی محلی بودند). خان ها رهبران نظامی ایلات و طوایف وعشایر و اقوام محلی (در حکومت منطقه ای به ریاست ایلخان یا مَلِک / شاه محلی) بودند که تا قبل از آنکه در ایران سازمان ارتش ایجاد شود وظیفه دفاع از مردم  و سرزمینهای محلی خود و نهایتأ ایران در مقابل یورش بیگانگان به عهده آنان بود. هرگاه که نیروهای بیگانه و مهاجم هوس تجاوز می کردند، خان های آن منطقه از ایران با نیروهای سواره نظام و پیاده نظام بسیار ورزیده خود و با استفاده از تاکتیک و تکنیک جنگهای نامنظم، مهاجمین را به عقب می راندند. البته که این مقاومت و دفاع از کشور و هویت قومی و فرهنگ بومی باعث کینهء متجاوزین و مهاجمین نسبت به ” خان ” شد و متأسفانه بعدها این روند خان ستیزی و هویت ستیزی توسط تعدادی از ایرانیان مرکزنشین وابسته به مهاجمین که از جامعهء ایلی عشایری ایران اطلاعی نداشتند نیز طوطی وار دنبال شد، و فئودالیسم را معادل ملوک الطوایفی (مَلِک طایفه ها و ایلات / شاه محلی) قرار دادند، و روند تحمیق مردم و دلمه بندی استبداد مرکزگرا را فراهم نمودند.

یک ” خان ”  در ارتفاعات اطراف اترک در شمال خراسان، یا در ارتفاعات زاگرس، آسماری، شاهو، الوند و دیگر نقاط ایران که امکانات و زمین مسطح برای زراعت وجود ندارد، زمین دار بزرگ نبود (فئودال نبود)، قدرت او به نیروی ایل و وابستگی عاطفی و غیرت افراد ایل و شجاعت و سخاوت خان و ایلخان برای دفاع از ایران بود. بعد از اینکه خان ها (از جمله ججوخان سردار ملی کُرمانج در منطقه شمال خراسان) انقلاب دمکراتیک و پیشرفته مشروطه را رهبری کردند و برای اولین بار از پارلمان های محلی و آزادی بیان و قانونگذاری صحبت کردند، قدرتهای بیگانه که منافع خود را در دولت متمرکز می دیدند نهایتأ با یک کودتای شوم در سوم اسفند قزاقان را حاکم ساختند و به خان کشی و تبعید و زندان و فرهنگ ستیزی و بریدن زبان مادری و هویت زدایی و سرکوب ایلات و عشایر پرداختند، و خان ها را که از ایران دفاع می کردند تحت عناوین عصیان گر و یاغی و … مورد بی احترامی و سرکوب قرار دادند (همان عناوینی که امروز آخوندها به رنگ و شکلی دیگر برای توجیه جهت سرکوب فرهیختگان ایران بکار می برند).

بعدها هم این روند هویت ستیزی از طریق برنامه های رادیویی و تلویزیون و مطبوعات که نیروهای وابسته داخلی هم در آنان رخنه کرده بودند، تحت نظر نیروهای امنیتی و مامورین سانسور، با شدت تمام ادامه یافت و می یابد. خان بیچاره هیچگاه بلند گویی در اختیار نداشت تا حقایق هویتی اقوام ایران را ابراز کند و نسلی که در پای این تلویزیون ها بزرگ شد خان را از طریق سریال تلویزیونی ” غارتگران ” و آهنگهای مبتذل و با عناوین راهزن، یاغی و گردنه زن شناختند تا توجیهی باشد برای کشتار آنان. یکی از این به اصطلاح راهزنان زنده یاد سردار همیشه قهرمان اسماعیل آقا سیمکو بود که حاکم منطقه ورمی (ارومیه) بود، انسانی آزاداندیش، مردم دوست و انقیاد ناپذیر بود که به مردم منطقه خود عشق می ورزید، و به این جرم در سال 1926 میلادی در اطراف شهرستان اشنویه (شنو) توسط خائنین حاکم و حقه باز کشته شد. ججوخان سردار ملی کُرمانج در منطقه شمال خراسان نیز یکی دیگر از خان های مورد غضب مهاجمین استعماری و نیروهای وابسته داخلی ضد آزادی و دمکراسی مشروطه بود وی را نیز در سال 1911 میلادی در شمال شرقی شهرستان قوچان ناجوانمردانه کشتند، و بدینسان جان خود را فدای مردم خود کردند. آری رهبران نامدار همیشه قهرمان هرگز نمرده اند بلکه به درون دلها فتاده اند و در تاریخ ملیت خود بعنوان سمبل آزادی جایگاهی بس بزرگ را گرفته اند، و راهشان کماکان پررهرو و پردوام است.

بهرحال کلمهء خان، ایلخان، بیگ، آقا و یا دیگر عناوین سیاسی سنتی محلی که در آن روزگاران جلوی اسامی رجال سیاسی و روسای حکومتهای محلی مناطق مختلف ایران، از جمله منطقهء شمال خراسان می آمدند خود بیان یک مفهوم سیاسی مثبت در راستای خدمتگذاری بی شائبه و بی ریا به مردم بود. خان یک نفر نبود، یک فرهنگ بود، یک منش بود، یک سرزمین و حکومت محلی بود که دارای هویت قومی – ملیتی بود و هیچگاه تحت تاثیر هویت های کاذب و وارداتی مذهبی – امتی و ایدئولوژیکی – جهان وطنی قرار نگرفت. سلسله آخوندیان حاکم هم به تبعیت از حکومت های سرکوبگر و مرکزگرای قبلی و با بدعت ولایت مطلقه فقیه؛ این روند را ادامه میدهد و پیوند ارتجاع سرخ و سیاه کشورمان را به فساد، چپاول، رذایل اخلاقی حاکمین و بن بست سیاسی کشانده است.

آری ججوخان، این بزرگ مرد سیاستمدار و رهبر فرزانه و همیشه قهرمان کُرمانج، فرهنگ سربلندی، عزت، افتخار و فرهمندی را برای نسلهای بعد از خود در منطقهء کُرمانج شمال خراسان رهنمون شد. از اینکه نسل جوان خود را فرزندان نیاکان دلاور و قهرمان مناطق خود دانسته و در تداوم راه حقوقمندی و هویتمداری آنان، در صف مقدم جبهه دموکراسی خواهی، با حفظ فرهنگ و هویت  قومی خود، در مبارزه با رژیم جهل و جنون و جنایت مشغول می باشند، خود پیکاری مثبت و رزمی بی امان در برچیدگی ظلم و ظالم است.

انقلاب مشروطه که ایران را از دورهء قاجاریه به روزگار نو و تجدد با احترام به حفظ هویتهای قومی ملیتی ایرانیان برای توسعه و پیشرفت ایران پلورال رهنمون شد مرهون کوشش ایرانیان بود. اما رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی بر آن شدند که : تاریخ را و رشادت ایرانیان دوران مشروطه را به مدد قیچی سانسور حذف کنند، و واقعیت های تاریحی را، بواسطهء سلب حیثیت قومی ملیتی و تخریب چهره های  آن و در صورت لزوم جعل و دروغپردازی، آن را در قالب ایدئولوژی ناسالم خود جای دهند.

این مایهء افتخار است که امروز مردم، صدای گمشدهء اندیشمندانی را که  در طول تاریخ خواستار متجدد شدن جامعهء پلورال ایران و جدایی امور سیاسی و دنیوی از دین بوده اند را به گوش  نسل جدید برساند، تا که آن بخش از روشنفکرانی که بیش از سی سال است بدنبال آخوند راه افتاده اند و آنها را قطب فکری خود کرده اند قدری بخود بیاورد.

سلسله مراتب دوره ای و زینه بندی زمانی حکومتهای محلی در منطقهء کُرمانج شمال خراسان (امیران و یا حاکمین کُرد در منطقهء کُرمانج شمال خراسان از قرن شانزدهم میلادی تا امروز)

1 –  رستم بیگ ، امیر و ایلخان کنفدراسیون ایلی چمشگزک (بعدها تبدیل به کنفدراسیون ایلی زعفرانلو شد) در منطقه شمال خراسان که با پشتیبانی از شاه اسماعیل صفوی (در اوایل قرن شانزدهم میلادی)، سلطنت و پیروزی وی را تثبیت کرد و بجا انداخت.

2  –  اوغلان بوداغ خان چگنی ، که به امر شاه تهماسب به حکومت قوچان و سپس به فرمان شاه عباس به حکومت قوچان و مشهد و سرپرستی ولیعهد منصوب شد (سال 971 خورشیدی) و تا سال  975 خورشیدی که علیه شاه عباس قیام کرد در این سمت باقی ماند.

3 –  شاهقلی سلطان ، میر کنفدراسیون چمشگزک (اتحادیه ایلی زعفرانلو) که در سال 982 خورشیدی به فرمان شاه عباس به حکومت قوچان و درگز منصوب شد.

4 –  یوسف سلطان ، فرزند شاهقلی سلطان بعنوان میر کنفدراسیون چمشگزک (اتحادیه ایلی زعفرانلو) و در سال 1008 خورشیدی حاکم حکومت محلی قوچان شد.

5 –  مهراب بیگ ، برادر یوسف سلطان که پس از فوت برادرش حکومت قوچان و ریاست اتحادیه ایلی زعفرانلو را عهده دار شد.

6 –  قراخان ، فرزند مهراب بیگ بعنوان ایلخان اتحادیه ایلی زعفرانلو و به فرمان شاه سلطان حسین صفوی حاکم حکومت محلی قوچان (شمال خراسان) شد.

7 –  سام بیگ ، فرزند قراخان و پدر زن نادر شاه بعنوان ایلخان اتحادیه ایلی زعفرانلو، حاکم حکومت محلی شمال خراسان به مرکزیت قوچان شد. سام بیگ از طرف مردم این دیار در سال 1115 خورشیدی (برابر با 1736 میلادی) در مراسم تاجگذاری نادرشاه در دشت مغان شرکت کرد.

8 –  محمد حسین خان ، فرزند سام بیگ، که بعنوان رئیس اتحادیه ایلی زعفرانلو و یکی از رجال معروف عصر نادری می باشد.

9 –  امیر گونه خان ، فرزند محمد حسین خان است، ایشان یکی از سیاستمداران پرمغز، خوش فکر و استخوان دار است که در زمان فتحعلیشاه و آغامحمدخان قاجار، پس از 50 سال ریاست حکومت محلی شمال خراسان در سال 1198 خورشیدی در گذشت.

10 –  رضاقلی خان ، فرزند امیرگونه خان است که از کُردهای بسیار سلحشور این دیار بود و به مدت 13 سال ایلخان زعفرانلو و حاکم شمال خراسان به مرکزیت قوچان بود، و در سال 1211 خورشیدی درگذشت.

11 –  سام خان ، فرزند رضاقلی خان و یکی از کُردهای بسیار نترس و پر ابهت بود که بخاطر فتح هرات لقب شجاعت و رشادت را مزین شد، اما ناصرالدین شاه از ترس تاج و تخت خود ناجوانمردانه او را در سال 1222 خورشیدی مسموم کرد.

12 –  امیرحسین خان شجاع الدوله (معروف به رشیدخان سردار کل قوچان) ، برادر سام خان و فرزند سلحشور رضاقلی خان است که پس از سام خان تا سال 1272 خورشیدی ایلخان زعفرانلو و حاکم بسیار مقتدر شمال خراسان به مرکزیت قوچان بود و در همین سال (1272 خورشیدی) در گذشت. در این هنگام بود که سردار عیوض خان جلالی در نوار مرزی منطقه بر علیه حکومت مرکزی در جلوگیری از عملی شدن قرارداد ننگین آخال قیام کرد.

13 –  خان بابا خان ، فرزند سام خان است که پس از امیرحسین خان به مدت 6 ماه ایلخان یا رئیس اتحادیه زعفرانلو، و حاکم شمال خراسان به مرکزیت قوچان بود.

14 –  محمد ناصرخان ، فرزند امیرحسین خان است که پس از خان بابا خان تا سال 1285 خورشیدی حاکم شمال خراسان به مرکزیت قوچان و رئیس اتحادیه ایلی زعفرانلو بود، و در همین سال ( 1285خورشیدی) نیز در گذشت. پایه گذار شهر قوچان کنونی ( پس از زلزله قوچان، که البته محل قدیمی قوچان را که حدود 15 کیلومتر با قوچان امروزی فاصله دارد معروف به شهر کهنه است) از یادگار این امیر و ایلخان نیکوکار و خیراندیش است.

15 –  عبدالرضاخان ، فرزند ابوالحسن خان و نوادهء امیرحسین خان شجاع الدوله است که پس از فوت عمویش محمد ناصرخان به ریاست انحادیهء زعفرانلو و حکومت شمال خراسان به مرکزیت قوچان منصوب شد، البته ایشان پس از مدت زمان اندکی در شهر مشهد فوت می شوند. این مصادف با انقلاب مشروطه در زمان مظفرالدین شاه در ایران است. اگرچه عبدالرضاخان و بعدأ پسر کوچک ایشان امیر حسن خان فقط عنوان ایلخانی (عملأ  فاقد قدرت سیاسی) را تا مدتی داشتند اما بنابه سیستم جدید یعنی حکومت و دولتمداری مشروطه که در آن احترام به کثرت گرایی و تنوع قومی – ملیتی و دمکراسی غیرمتمرکز را داشت، مبارزین سیاسی و نامداران پر قدرت مشروطه در شمال خراسان نیز وارد صحنه سیاسی شدند و حکومت محلی کُرمانج را در راستای سیستم جدید مشروطه بازسازی و مدون نمودند.

16 –  ججوخان سردار ملی کُرمانج ، فرزند الله ویردی بیگ کاوانلویی است، که حکومت محلی کُرمانج شمال خراسان را در مشروطه بازسازی نمود. ججوخان از مشروطه خواهان ذی نفوذ و مردم دار و بسیار پرقدرت در منطقهء کُرمانج شمال خراسان بود. در انقلاب مشروطه در اواخر سال 1285 خورشیدی در منطقه به ریاست حکومت سنتی و محلی (در واقع همان ایالتی – ولایتی) شمال خراسان تفویض شد. و در بهمن ماه 1290 خورشیدی  (1911 میلادی) توسط عوامل ضد مشروطه و ضدآزادی در کوههای شمال شرق قوچان ناجوانمردانه به شهادت رسید. ججوخان با درایت عمیق و خرد ورزی فوق العاده ای که داشت، حالت اتحادیهء ایلی مرسوم قدیمی را به حالت مدرن اتحاد گروهها و ائتلاف افکار و دیدگاهها برای انسجام و تداوم حکومت ایالتی – ولایتی در شمال خراسان سوق می داد.

ججوخان بر آن بود که با توجه به امور فرهنگی و اجتماعی مشترک مردم ساکن در منطقهء شمال خراسان : امور اداری، فرهنگی و خدماتی آن دیار با توجه به  قانون اساسی مشروطه ایران در راستای مناطق ایالتی – ولایتی به دست مردم آن دیار تصمیم گیری و خودگردانی شود.

با کودتای رضا شاه، حکومتهای محلی در مناطق مختلف ایران (و از جمله در شمال خراسان) مورد غضب واقع شدند و حکومت غیرمتمرکز مشروطه ایران نیز با توسل به زور و سرکوب به سیستم مرکزگرا و استبداد تبدیل و تداوم یافت. بر اثر تداوم زورگویی و سرکوب بود که در جنوب شرقی منطقهء کُرمانج شمال خراسان حماسهء سردار گل محمدخان توپکانلویی (خان کلمیشی / خان جان) قهرمان دادخواهی، عدالتخواهی و دوستدار ضعیفان در سال 1325 خورشیدی (1946 میلادی) شکل می گیرد، که محمود دولت آبلدی آن را در رمان سه هزار صفحه ای خود بنام ” کلیدر ” در واقع به نوعی به ابعاد تاریخی اجتماعی پاره ملیت کُرد در شمال خراسان می پردازد (البته اگرچه رمان ایشان در بارهء مردم ایل توپکانلو از کُرمانج های منطقهء شمال خراسان است اما با کمال تعجب ایشان در این سه هزار صفحه حتی یک بار این حماسه را نماد آزادگی و حق خواهی کُرمانج های آن دیار یاد نکرده است. براستی چرا بعضی از هموطنان اهل قلم در مورد به ثبت رساندن خدمات اقوام به نام آنان و همچنین بیان حقوق اقوام حساسیت دارند؟ چه تطمیعی شخصیت یک انسان را اینقدر تنزیل می دهد؟).

سازمان مردمی کُرمانج (کُردهای منطقه شمال خراسان) در سال 2009 میلادی به همت تعدادی از عزیزان دلسوز و حق طلب در منطقه تشکیل شده است. سازمان بر این باور است که تداوم خط مشی سیاسی و به روز شدهء ججوخان سردار ملی کُرمانج، مناسب ترین شیوه برای دمکراسی در ایران کثیرالمله و برآورده شدن حقوق پاره ملیت کُرد منطقه شمال خراسان است. ججوخان در واقع بعنوان پدر معنوی یک اندیشه ای می باشد که راهنمای آزادی حقوقمدار و دمکراسی پلورال است و یک روند سیاسی بر پایهء عدالت اجتماعی و حقوق انسانی (فردی ، جمعی) و برابری (فرهنگی، زبانی، سیاسی و …) را در انقلاب مشروطه ایران برای کُردهای خراسان پیشاهنگ و رهنمون شد.

امسال بیستم بهمن ماه، یکصدمین سالگرد شهادت ججوخان است. ججوخان و تمامی مبارزین کُرمانج که در طول تاریخ در شمال خراسان برای دستیابی آزادی و احقاق حقوق مردم منطقه در دشوارترین شرایط حتی تا پای جان رفته اند و هرگز سر خم نکرده اند، برای ما بسیار عزیز هستند، ما به روح پاک همهء آنان احترام ویژه داریم.

سازمان مردمی کُرمانج با غرور و افتخار، یاد و خاطرهء این عزیزان و مبارزین خستگی ناپذیر را گرامی می دارد، و تداوم راه به روز شدهء این بزرگواران با همت و پشتیبانی مردم منطقه، میثاق ماست. با توجه به اساسنامه سازمان، بطور کلی حقوق و مطالبات انسانی در ایران (و از جمله پاره ملیت کُرد در منطقه شمال خراسان) در راستای سیستم حکومتی غیرمتمرکز (تقسیم قدرت سیاسی به مناطق مختلف بصورت عمودی و افقی / سیستم فدرال) میسر می شود، که مناسب با روند معادلات سیاسی در منطقه و جهان نیز می باشد. آزادی حقوقمدار و دمکراسی پلورال از المانهای مدرن در تأمین عدالت اجتماعی و برابری (فرهنگی، زبانی، قومی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی و …)  در ایران کثیرالمله می باشد.

ججوخان سردار ملی کُرمانج شمال خراسان، مظهر عزت، افتخار، هویت کُردی و حقوق قومی در ایران کثیرالمله.

Leave a comment